السيد الطباطبائي
191
مجموعه رسائل ( فارسى )
اعجاز از نظر قرآن ترديدى نيست در اين كه قرآن وجود معجزات را پذيرفته آنها را امورى خارق عادت مىداند ؛ بدين معنا كه نيرويى خارج از جهان طبيعت در تحقق يافتن معجزات دست داشته و آنها را بر خلاف روال هميشگى جهان طبيعت انجام داده است . اين مقدار از معجزه را قرآن به صراحت مىپذيرد ، ولى نه به صورت كارهاى محالى كه موجب نقض ضروريات عقل گردد . متأسفانه برخى از مبتلايان به عقدهء « خود دانشمند بينى » به تلاشى بى فايده دست زده و معجزات را تأويل نمودهاند ، شايد به خيال خام خود بتوانند هر معجزه را با يكى از مسائل علوم طبيعى تطبيق دهند . بايد گفت كه اينان انصافاً زحمت بيهوده كشيده و سخن به گزاف گفتهاند . اينك براى روشن شدن حقيقت مطلب ، آنچه را كه از قرآن شريف دربارهء معناى معجزه استفاده مىشود ، ضمن چند فصل مىآوريم تا بىاساس بودن سخنان آن دانشمندنماها روشن گردد . الف ) قرآن قانون عليت عمومى را تصديق مىكند قرآن كريم براى حوادث طبيعى اسبابى قائل است و قانون عمومى عليت و معلوليت را تصديق مىكند ؛ عقل نيز با حكم بديهى و ضرورى خود ، اين قانون را مىپذيرد ؛ و بحثهاى علمى و استدلالهاى نظرى هم بر آن تكيه دارد ، چون آفرينش انسان براساس همين فطرت است ؛ بدين معنا كه انسان براى هر پديدهء مادى علتى مىجويد ، و بدون هيچ ترديدى حكم مىكند كه هر حادثهاى علتى دارد . اين حكم ضرورى عقل آدمى است ، و علوم طبيعى و ديگر بحثهاى علمى نيز هر حادثهاى را به امورى مستند مىدانند و آنها را شايستهء عليت براى آن حادثه مىشناسند .